خان دوم(تولد عشق)بخش پنجم:

خرید بک لینک
................

محمد جواد:سلام سینا خوبی؟

سینا:سلام قربان خوبم مچکرم ممنون

سینا بدون معطلی اون خطی رو که قول داده بود

میده به محمد جواد.

محمد جواد:ممنون سینا جان خیلی لطف کردی

سینا:خواهش میکنم انجام وظیفه بود

-قربان فقط باید 12 ساعت صبر کنید که فعال بشه

محمد جواد:باشه ممنون لطف کردی

سینا خیلی ذهنش درگیر بود که برای چه منظوری خط رو میخواد اما

در حیطه اختیاراتش نبود بیش از حد سوال

کنه برای همین چیزی نگفت اما همیشه کنجکاو بود و میخواست دلیلش رو بدونه.

محمد جواد بعد از گرفتن خط هنگامی که از شرکت خارج شد

اولین کاری که کرد از بیرون با ثمین تماس گرفت.

محمد جواد:سلام ثمین جان خوبی؟

ثمین:سلام ممنون تو خوبی؟

-چه خبر؟

محمد جواد:الهی شکر همه چی خوبه

راستی خواستم یه خبری بهت بدم

ثمین:خط گرفتی؟

محمد جواد:واااااااای آره عزیزم

ثمین:وااااای چه خوب

محمد جواد از این همه اشتیاق ثمین به وجد اومده بود و

خیلی بیشتر از قبل برای انتخابش مصمم و با اراده تر

شده بود.چون شوق و اشتیاق ثمین رو با تمام وجودش حس میکرد

محمد جواد:چطور؟

ثمین:آخه دیگه راحت تر میتونیم حرف بزنیم

و دیگه تو مجبور نیستی از بیرون زنگ بزنی

محمد جواد:آره عزیزم خوب شد

اینجوری خیال منم راحت تره

مدتی گذشت و ثمین و محمد جواد از طریق خطی که

سینا برای محمد جواد گرفته بود صحبت میکردن

توی این مدت خیلی بهم وابسته شده بودن.

البته ثمین حسش بیشتر از محمد جواد نبود

چون شرایطش رو نداشت حتی اگرم میخواست

اما محمد جواد روز به روز حسش شدید و شدید تر میشد.

روز ها به همین منوال میگذشت که یه روز صبح محمد جواد وقتی

وارد شرکت شد.طبق معمول ایمیلش رو چک

کرد.بین ایمیل ها به پیغامی برخورد که برای

محمد جواد دور از انتظار نبود.اما توی این فکر بود که چطور با ثمین

مطرح کنه؟؟؟

.........

لطفا نظرتونو بگید


خان اول(سرگردانی) بخش دهم (آخر)...

ما را در سایت خان اول(سرگردانی) بخش دهم (آخر) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 1:52

صفحه بندی