محمد جواد برای افشای رازش خیلی با خودش کلنجار رفت اما نمیدونست گفتنش درسته یا نه؟
فکر میکرد با کفتنش ثمین رو ازدست میده و احساس خطر میکنه
اما قصدش دادن حس امنیت بود میخواست خیالش از بودن محمد جواد در کنارش راحت باشه.
محمد جواد:ثمین من باید یه چیزی رو بهت بگم
ثمین:درمورد چی بگو
محمد جواد:درمورد کارم
ثمین:خب میدونم دیگه
-توی شرکت کار میکنی و مهندس ITهستی
محمد جواد:آره درسته زمینه کاریم ITهست
-اما همه چی رو نگفتم
ثمین:بگو میشونم
محمد جواد:من تخصصم هک کردنه
ثمین:یعنی هکری؟
محمد جواد:آره ولی جای نگرانی نیست
-من فقط خواستمحقیتو بهت بگم
ثمین با تعجب و سوالاتی که در ذهنش بود و بهت زده شده بود
ثمین:خب
محمد جواد:من کارمند ارشد دولتی ام
-و کارم خیلی حساسه برای این سازمان هک میکنم
ثمین:خب چرا توی دنیای مجازی هستی؟
-مگه ممنوع نیست
محمد جواد:چرا اما من هکرم دیگه کسی نمیدونه
-بفهمن برام درد سر میشه
ثمین پیش خودش میگفت کسی که با این قابلیت هست چرا داره
ریسک میکنه و خودشو به خطر میندازه؟؟؟؟؟؟
ثمین:برات خطر نداره؟
محمد جواد:چرا داره خیلی ام داره اما مهم نیست
-تو ارزش این خطر رو داری
ثمین:خب من نمیخوام راضی نیستم
محمد جواد:نترش خیالت راحت باشه مشکلی پیش نمیاد
ثمین:محمد ؟
محمد جواد از این طرز صدا کردنش خیلی خوشحال بود احساس غرور میکرد و یه صمیمیتی که تا حالا تجربه
نکرده بود و اگرم کرده بود بهش همچین حس خوبی نمیداد
محمد جواد:جانم؟
ثمین:میتونی یه کاری برام بکنی؟
محمد جواد:چرا نمیتونم تو جون بخواه
ثمین:یکی هست که خیلی اذیتم کرد
-میتونی برام هکش کنی
محمد جواد :کی؟چرا؟
ثمین:داستانش مفصله
-فقط بگومیتونی؟
محمد جواد:چرا نمیتونم حتما ولی باید برام کامل بگی چی شده؟
ثمین:یه نفر هست به اسم رضا
-خارج از کشور برای تحصیل رفته
-من یه مدت باهاش صحبت میکردم
-اما الان دیگه کاری باهم نداریم
محمد جواد خیلی دلخور شد از اینکه شنید ثمین با کس دیگه ای رابطه داشته شاید نه اون رابطه ای که توی
ذهنش بود.براش سوال پیش اومده بود آیا ثمین همیشه اینکارو میکنه؟
نکنه منم براش سرگرمی ام؟
شایدم اون حدسش که از روی تنهایی دست به همچین کاری میزنه و بابت نا رضایتی که در زندگیش داره؟
محمد جواد:خب دقیق بگو چی شده؟
ثمین:من یه مدتی با هاش حرف میزدم
-اما توی این مدت خیلی به من امرو نهی میکرد
-فکر میکرد صاحب منه
- از اخلاقش خوشم نیومد
- تصمیم گرفتم ولش کنم
محمد جواد:خب چجوری اذیتت کرده؟
ثمین:چون من ولش کردم هی تهدید میکرد
-که پیاماتو به شوهرت نشون میدم
-فلان کارو میکنم و این حرفا
محمد جواد:من برات چیکار میتونم بکنم؟
ثمین:برام هکش کنی که ببینم برام دردسر ایجاد نکنه
محمد جواد با اینکه خیلییییییییییی به حسش برخورده بود و ناراحت بود قبول کرد و به این نتیجه رسیده بود
که ثمین انسان انتقام جویی هست و این توی ذهنش مونده بود که ثمین آیا غیر از این ارتباط ارتباطاته دیگه
داشته؟و این بزرگترین نگرانیش بود و نمیتونست توی اول رابطه بیان کنه اما حسش تغییر نکرده بود
با همون حس روز اولی که نسبت به ثمین داشت رو داشت همون جوری قدم برمیداشت
محمد جواد:باشه عزیزم پیگیری میکنم بهت خبر میدم
ثمین:ممنون لطف میکنی.
-راستی؟
-نگفتی اونجا که میگی کار میکنی
- دقیقا کارت چیه؟
محمد جواد:مهم نیست فقط میخواستم بدونی که من میخوام ارتباطمون صادقانه باشه
-و دلیل گاهی نبودنم رو بدونی و سرزنش نشم
ثمین:خب برام مهم بود که پرسیدم
محمد جواد افتاده بود توی رابطه ای که به خواسته خودش بود و اعتقادی داشت و به اون پایبند بود که اینکه
نباید دورغ گفت به کسی که براش ارزش قائله و اونو مهم میدونه
اما گفتن جزئیات به ثمین برای محمد جواد ایجاد خطر میکرد؟
محمد جواد چرا داشت به این رفتار ادامه میداد؟........
لطفا نظرتونو بگید..

ما را در سایت خان اول(سرگردانی) بخش دهم (آخر) دنبال میکنید
برچسب: اولسرگردانی, نویسنده: بازدید: 80