
...محمد جواد دودل بود برای فرستادن پیام برای اون دختر اما دلش رو به دریا زد.محمد جواد:سلام خوبی؟بی صبرانه چند دقیقه منتظر موند تا جواب سلامش رو از دختر بگیره,دختر:سلام ممنون,شما؟محمد جواد:محمد جواد 25 ساله مهندس شبکه و برنامه نویس وب از دپارتمان فنی ...
ادامه مطلب
....الان ساعت 5 عصر شد و کار اداری ام داره تموم میشه,محمد جواد برای ثمین پیام میفرسته. محمد جواد:ثمین؟ثمین؟بله ,ببخشید دیر جواب دادم سرم شلوغ بود نتونستم آنلاین بشممحمد جواد:خواهش میکنم,ثمین؟ثمین؟بلهمحمد جواد:میخوام یه موضوعی رو بهت بگمثمین:بفرماییدم...
ادامه مطلب
... محمد جواد باخوندن پیام ثمین بدنش سرد شد اما یه حس درونی بهش میگفت نیمه گمشده اش رو پیدا کرده اما حکمتشو نمیدونست. محمد جواد:متاهلی؟واقعا ثمین:آره محمد جواد:ببین من واقعا دوست دارم احساس میکنم که سالها میشناسمت برام آشنایی -:میخوام که بهم فرصت بدی...
ادامه مطلب
.....محمد جواد لینک کسی رو که به ثمین بی حرمتی کرده بود و حرفای زشت زده بود رو ازش میگیره. برای اون شخص پیغام میده و حرف هایی که زده بود رو به خودش برمیگردونه و خودشو همسر ثمین معرفی میکنه اما به ثمین نمیگه.... ثمین:چی شد؟ محمد جواد : رفتم بهش پیام د...
ادامه مطلب
.... فردای اون روز ثمین به محمد جواد پیام میده و ساعت ها میگذره و خبری نمیشه ثمین:سلام محمد جواد؟ بازم خبری نمیشه. ثمین:کجایی تو؟ -:اینجوری میخواستی حمایتم کنی و -:پشتم باشی چند ساعت میگذره و هنوزم از محمد جواد خبری نیست ثمین:نگرانت شدم -:کجایی پس؟ ث...
ادامه مطلب
......... ثمین:....... اما هرحرفی رو که نمیشه نزد. وقتی ثمین اینجوری گفت محمد جواد متوجه شد که ثمین مدتهاست به دنبال کسی میگرده که بتونه با تموم وجودش درد و دل کنه تنهایی ثمین رو با تمام تارو پودش حس کرد. محمد جواد:نه عزیزم اینجور نیست -دوست محرم دوس...
ادامه مطلب
.......... محمد جواد با اینکه دلش پیش ثمین بود و دووووووستش داشت و نمیخواست اونو از دست بده با تمام سختی هایی که توی زندگیش کشیده بود و به خاطر اینکه ثابت کنه سر قولش هست بهش گفت: محمد جواد:ثمین؟ ثمین:بله؟ محمد جواد:میخوام یه پیشنهاد بهت بدم ثمین:چی؟...
ادامه مطلب
........ محمد جواد برای افشای رازش خیلی با خودش کلنجار رفت اما نمیدونست گفتنش درسته یا نه؟ فکر میکرد با کفتنش ثمین رو ازدست میده و احساس خطر میکنه اما قصدش دادن حس امنیت بود میخواست خیالش از بودن محمد جواد در کنارش راحت باشه. محمد جواد:ثمین من باید ی...
ادامه مطلب
......... محمد جواد:دلیل اینکه مطرح کردم شغلمو این بود که -بدونی من باهات صادقم -تو اولین کسی هستی که در جریانه -و دلیل بعدیش اینکه میخوام بدونی -من یه مدت نیستم باید برم جایی ثمین:ای خدااااااا -کجا میخوای بری؟ محمد جواد:یه ماموریت دارم که باید برم -...
ادامه مطلب